www.shopbaz1.mihanblog.com | بـارسلونا یا رئـال مادرید؟!

جام جم آنلاین: در مورد خوزه مورینیو، مربی مجرب و خبرساز تیم فوتبال اینترمیلان ایتالیا و شغل و مقصد بعدی وی فرضیه‌های مختلفی وجود دارد. یكی این كه او به بارسلونا می‌رود و جای پپ گواردیولا را می‌گیرد كه به رغم رساندن این تیم به 6 جام مهم در سال پایان یافته 2009 از علاقه باشگاه‌های بزرگ انگلیس و ایتالیا (منچستریونایتد و میلان)‌ به خود بشدت ذوق زده شده است و چون یقین دارد نمی‌تواند فتوحات اخیر خود در نوكمپ را تكرار كند، ترجیح می‌دهد به باشگاهی دیگر برود و قراردادی كلان ببندد و كارش را از نقطه صفر در مكانی دیگر و با فشار روحی كمتر شروع كند.


راه دوم احتمالی برای آقای خاص پرتغالی، رفتن به برنابئو و سرمربی شدن در رئال‌مادرید است. مانوئل پلگرینی با این‌كه در رئال ناموفق‌هم نبوده از یك‌سو نتوانسته است این باشگاه را از زیر سایه وسیع رقیب بزرگش (بارسا)‌ خارج كند و از جانب دیگر كاراكتر آرام وی به گونه‌ای است كه برای حاكمیت كامل بر كهكشانی‌های پرمدعا مناسب نشان نمی‌دهد و آدمی جنجالی‌تر و نترس‌تر مثل مورینیو برای این مهم بهتر جلوه می‌كند. در عین حال امكان دارد هیچ‌یك از این دو حالت شكل نگیرد.

سران بارسلونا تذكر داده‌اند كه ترجیح می‌دهند اگر گواردیولا رفتنی شد، دستیار جوان او را ارتقا بخشند و به سرمربیگری بگمارند. این ادامه‌ای بر سیاست و دكترین اخیر باشگاه خواهد بود كه می‌گوید بهتر است یك كاتالونیایی و از درون تشكیلات تیم را هدایت كند و می‌افزاید كه اگر این سیستم جواب می‌دهد و كاتالونیایی‌ها اداره‌كننده بهتری برای آبی و اناری‌پوشان هستند، دستیار گواردیولا هم با حفظ ساختار كار او بهتر می‌تواند این تیم را كنترل كند تا یك نفر از خارج از تشكیلات بیاید. رفتن یا نرفتن مورینیو 46 ساله به رئال نیز وابسته به جام‌هایی است كه رئال در پایان فصل می‌برد یا تصاحب نمی‌كند. اگر این تیم لیگ اسپانیا یا جام باشگاه‌های اروپا را فتح كند، بعید است سرمربی شیلیایی فعلی رئال رفتنی شود. برگزاری فینال این جام در برنابئو مساله‌ای است كه دلگرمی رئالی‌ها را در این خصوص بیشتر كرده است و آنها معتقدند اگر به فینال برسند رقیب‌شان در این مرحله هر كس باشد حتی بارسا تسلیم خواهد شد.

اگر كافی بود ...

مورینیو كه یك‌سال و 7 ماه است اینتر را هدایت می‌كند و این تیم را یك بار دیگر درصدر جدول لیگ ایتالیا نشانده، دو مشكل عمده در این كشور دارد. یكی این كه خواسته و هدف اصلی سران باشگاه در استخدام خود را كه رسیدن به فینال جام قهرمانان باشگاه‌های اروپا و فتح آن است، هنوز عملی نكرده و اگر فتح اسكودتو كافی بود، ماسیمو موراتی مالك اینتر به روبرتو مانچینی، سلف آقای خاص و سرمربی منچسترسیتی كه 3 بار این عنوان را به سن‌سیرو برد، اكتفا می‌كرد و دلیلی برای استخدام مورینیو نمی‌یافت.

نراتزوری فصل پیش در نخستین سال مربیگری مورینیو در این باشگاه در مرحله یك‌هشتم نهایی جام قهرمانان اروپا به منچستریونایتد خورد و در مجموع دو بازی تن به باخت 2 بر صفر داد و حذف شد. امسال هم اینتر به رتبه دومی در گروه خود اكتفا كرد و در نتیجه در شروع مرحله حذفی به یكی از سرگروه‌ها برخورد كرده كه از قضا چلسی تیم سابق خود وی است. می‌توان استدلال كرد كه چون مورینیو سازنده این رقیب و طراح بزرگ چلسی بوده و مخلوق خود را بهتر از هر كسی می‌شناسد بنابراین می‌تواند سرنگونی آن را نیز از سوی تیم فعلی‌اش (اینتر)‌ طراحی كند. با این حال عكس آن نیز صادق است و احتمال دارد اینتر كه ذاتا تیم كندی است، از عهده چلسی كه اینك با هدایت یك میلانی سابق دیگر كارلو آنچلوتی به میدان می‌آید، به لطف سرزندگی بیشتر خود دفاع غیرقابل اعتماد اینتر به سركردگی ساموئل، كوردوبا و لوسیو را بشكافد و به گل‌های مورد نظر برای صعود دست یابد، بخصوص كه میزبان دیدار برگشت هم خواهد بود.

چرا ایتالیا نمی‌تواند؟

پیشتر گفتیم مورینیو در ایتالیا دو مشكل بزرگ داشته و دومین آن راضی نشدن وی از سطح تنزل كرده فوتبال ایتالیا و مدعی نبودن هیچ‌یك از باشگاه‌های آن در سطح اروپا و ستیز كلامی است كه او در این خصوص با كسانی داشته كه پیوسته می‌پرسند چرا ایتالیا بر خلاف اوایل دهه 1990 و اوایل و اواسط دهه 2000 جام قهرمانان را قبضه نمی‌كند. البته مورینیو همیشه از جنگ‌های تصنعی با رقبا و جنجال‌های رسانه‌ای استقبال و شخصا آنها را ساماندهی و اجرا كرده است. زیرا می‌خواهد با كشاندن بحران‌ها و انگشت‌های اتهام به سمت خود تیمش را از هر فشار روانی دور نگه دارد و اینتر بتواند راحت بازی كند و تیرها به جانب او شلیك شود.

اما آقای خاص به مرحله‌ای رسیده كه یقین آورده سطح بازی جاری در كالچو در حدی نیست كه او را در اجرای خواسته اروپایی سران باشگاهش یاری و به موفقیت برساند، این فوتبال وی را به لحاظ روانی و حرفه‌‌ای راضی نمی‌كند. به همین سبب است كه مورینیو در مصاحبه‌های اخیرش حتی علاقه خود را برای بازگشت به لیگ انگلیس نیز پنهان نكرده است.

او به سان گفته است: «من كسی نیستم كه علایق و سلایقم را پنهان نگه دارم. من همیشه ازكار در فوتبال انگلیس لذت برده‌ام، بنابراین بدیهی است كه دوست داشته باشم از نو در این كشور شاغل شوم، اما این كه این اتفاق كی و چگونه می‌افتد نمی‌دانم، در واقع هیچ‌كس نمی‌داند.»

هرچند لیورپول و منچستریونایتد خواهان جذب مورینیو هستند اما او مایل است ابتدا به اسپانیا برود

تعداد متقاضیان آقای خاص در انگلیس كم نیستند. لیورپول كه از رافا بنیتس قطع امید كرده و اجبارا او را تا پایان فصل تحمل می‌كند، بالقوه‌ترین خواستار وی است و منچسترسیتی هم قبل از جذب مانچینی او را می‌خواست و اگر منچستریونایتد گواردیولا را جذب نكند، در زمان بازنشستگی الكس فرگوسن یكی از گزینه‌های بسیار محتملش، مورینیو خواهد بود كه در هیات رئیسه یونایتد هوادارانی آشكار نیز دارد.

مورینیو در 3 سال و 3 ماهی كه سرمربی چلسی بود موفق‌ترین دوران حیات تاریخ این باشگاه را رقم زد و به صبر 50 ساله پیراهن آبی‌های لندن برای فتح لیگ انگلیس پایان بخشید و مجموعا 5 جام برایشان صید كرد و در استمفورد بریج بسیار محبوب شد اما طبیعت بشدت مستقل و جاه‌طلب او و تعارض آن با روحیات سنتی رومن آبراموویچ، مالك میلیاردر اما نه‌چندان آگاه و فنی باشگاه باعث قطع همكاری فی‌مابین شد و با این كه هیچ یك از جانشینان او حتی یك‌پنجم وی موفق و محبوب نبوده‌اند، اما راه‌های رجعت وی به استمفورد بریج مسدود نشان می‌دهد.

شاید گزینه آخر آقای خاص، ماندن اجباری در اینتر و ادامه تلاش برای قانع كردن كسانی باشد كه نمی‌فهمند چرا سری A نزول شدید فنی كرده و به همین سبب از فتح جام‌های اروپایی عاجز است.

فقط احترام متقابل

روابط وی با ماسیمو موراتی هم در این فصل نوع خاصی بوده است. بعد از شكست 2 بر صفر چندی پیش اینتر در زمین بارسلونا در جام قهرمانان اروپا، زمانی كه مورینیو به وضوح به برتری تیم گواردیولا در آن شب اعتراف كرد و تیمش را سزاوار باخت دانست به موراتی برخورد و در مصاحبه‌هایش گفت كه از تمامی اینتری‌ها انتظار برخوردی حرفه‌ای‌تر و حرف‌هایی منطقی‌تر را دارد و بلافاصله افزود كه سرمربی تیمش نیز در این تعریف می‌گنجد، با این‌كه اینتر بعدا توسط ارنستو پائولیلو مدیر اجرایی خود تاكید كرد كه برخلاف شایعات رایج، ماندن یا رفتن مورینیو هیچ ربطی به نتیجه‌ گرفتن یا نگرفتنش در جام باشگاه‌های اروپا ندارد و موراتی نیز با تغییر دادن حرف‌های قبلی‌اش درخصوص عدم خریداری یك مهاجم جدید برای میان‌فصل، فرمان استخدام گوران پاندف مهاجم چپ‌پا، مقدونیه‌ای و ناراضی لاتزیو را صادر كرد اما به نظر می‌رسد روابط مورینیو و مالك اینتر صرفا بر نوعی احترام متقابل استوار است و گرم نیست و آقای خاص حاضر نیست زیاد با موراتی بجوشد.

مورینیو، پاندف را برای این می‌خواسته كه ساموئل اتوئو مهاجم كامرونی تیمش به قصد شركت در جام‌ ملت‌های آفریقا 2010 مثل سالی مونتاری هافبك غنایی تیم راهی این جام شده و یك ماه از سن سیرو دور می‌ماند. مورینیو از این نیز عصبانی است كه چرا ریكاردو كوارشما، مهاجم هموطنش كه اینقدر روی او حساب باز كرده بود؛ چرا نتوانسته بدرخشد و بر توان تهاجمی تیم بیفزاید و یكی از بدترین خریدهای دو فصل اخیر كالچو برآورد شده است. مانسینی برزیلی هم كه تابستان سال پیش با دنیایی امید از رم خریداری شده در اینتر هرگز چیزی جلوه نكرده است كه در جالو روسی بود.

هدف اول

به‌رغم تعریف آقای خاص از لیگ انگلیس شكی نیست كه هدف اول او چیز دیگری است و وی ترجیح می‌دهد به اسپانیا برود و مربی یكی از دو قدرت سنتی فوتبال این كشور شود. او و جیووانی تراپاتونی ایتالیایی تنها مربیانی هستند كه توانسته‌اند در سه لیگ از 8 لیگ A (درجه اول) اروپا صاحب عنوان قهرمانی شوند. مورینیو این كار را با پورتو در پرتغال، با چلسی در انگلیس و با اینتر در ایتالیا انجام داده است و اگر در اسپانیا نیز اول شود، پرونده شخصی‌اش را كامل كرده و اولین مربی تاریخ می‌شود كه در 4 لیگ از 8 لیگ فوق به قهرمانی رسیده است. او می‌داند احتمال انجام این كار با تیمی بجز بارسا و رئال در لیگ اسپانیا بسیار كم است و در نتیجه وقتی والنسیا او را در اواسط فصل 2008 - 2007 خواست، نپذیرفت و بنابر این منتظر جدیدترین تحولات در نوكمپ و برنابئو است.

در این حدفاصل او وقت دارد بختش را همچنان در اینتر بیازماید و یك قهرمانی دیگر در كالچو را بجوید و برای نبرد با تیم سابقش چلسی در اروپا برنامه بریزد. این كاری است كه مورینیو حتی اگر در زمینه آن اكراه داشته باشد، مجبور به انجام آن در روزهای باقی‌مانده زمستان امسال است.